بلاگ

پیتزایی که در زیباکنار خوردم

پیتزایی که در زیباکنار خوردم

پیتزایی که در زیبا کنار خوردم، ماجراییست که از یک سفارش پیتزا در یکی از مناطق ساحلی ایران اتفاق افتاد. زیباکنار یکی از بخش های استان گیلان است که حالت روستایی دارد و در کنار دریای خزر واقع شده و من مدتی است که آخر هفته هایم را در این منطقه سپری میکنم و همیشه … ادامه خواندن مطلب “پیتزایی که در زیباکنار خوردم”

من یک مدیر دهه هفتادی هستم

من یک مدیر دهه هفتادی هستم

سلام. من عرفان جمال زاده هستم، صاحب و مدیر یک شرکت تبلیغاتی که در سال 94 با سرمایه بسیار کم شروع به کار کرد و در بازار اسفناک 3 سال گذشته تونست بدون داشتن پیشینه ی خاص و شهرت و حمایت مالی روی پای خودش بلند بشه، مشتری جذب کنه و درآمد داشته باشه. من … ادامه خواندن مطلب “من یک مدیر دهه هفتادی هستم”

یکی بخر، دوتا ببر

یکی بخر، دوتا ببر

قالی یا فرش کالایی که در ذهن همه ایرانیان به عنوان یک کالای لوکس و ارزشمند نقش بسته، این روزها به شدت در فروش به مشکل برخورده است… فرش ارزشمند تلقی میشود چون نسل ها قبل از ما افرادی با تلفیق هنر و خلاقیت و … یک شاهکار بی نظیر خلق کردند و برای تزئین … ادامه خواندن مطلب “یکی بخر، دوتا ببر”

این دیجیتال مارکتینگ است؟

این دیجیتال مارکتینگ است؟

یادم است حدوداً یک سال پیش در کارگاه آموزشی یکی از دوستانم شرکت کرده بودم. به‌خوبی به یاد می‌آورم که جایی ایشان فرمودند: «به‌طورکلی در راستای اهداف بازاریابی‌تان هر دیتا ای که شما در فضای مجازی از جایی به جای دیگر منتقل می‌کنید، دیجیتال مارکتینگ محسوب می‌شود.» ما از آن دسته افرادی نیستیم که ورکشاپ … ادامه خواندن مطلب “این دیجیتال مارکتینگ است؟”

محدودیت های اینستاگرام از جان ما چه میخواهند؟

محدودیت های اینستاگرام از جان ما چه میخواهند؟

فکر می‌کنید چند نفر در ایران توسط یک حساب کاربری در اینستاگرام برای بازاریابی کسب و کارشان فعالیت میکنند؟ هزار نفر؟ ده هزار نفر؟ صد هزار نفر؟ اگر از ایران بیرون بیاییم و به کل جهان نگاه کنیم چطور؟ صدها هزار که شاید حتی میلیون‌ها نفر از کاربران اینستاگرام در حال بازاریابی کسب و کارشان … ادامه خواندن مطلب “محدودیت های اینستاگرام از جان ما چه میخواهند؟”